تبليغاتX
دوستانه
 

نیایش

ای مهربانی بی منت

ما راآنچنان نگران خودت کن که هیچ جاذبه ودغدغه ای نگاهمان را از تو نگیرد . کور باد چشمی که تو را نگران خویش نمی بیند

ای به یا د آورنده

 فردا برای تنبّه دیر است امروز هوشیارمان کن .

ای خدای زهرا

دختران تشیع , نجابت را از جانشان عزیز تر می دارند جانشان را پیش مرگ نجابتشان قرار ده .

ای خدای مهدی (عج)

چنان زمینگیر دنیا مان مکن که وقت ظهور حضرت , توان برخاستن نداشته باشیم .

ای خدای فرات  

عطش دیدار عنایت کن .

ای خدای حرّ 

هر روز عاشوراست وهر زمین کربلا وانسان هر لحظه در معرض ازمایش وفتنه وبلا . روسفید مان کن .

|+| نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387  |
 

ای خدای انتظار

ما مدعیان دروغین انتظاریم , حرف از چشم انتظاری محبوب می زنیم اما به اندازه ساده ترین دوستانمان هم گوش به زنگ آمدنش نیستیم , الفبای انتظار را به ما بیاموز ولذت انتظار را به ما بچشان

خدایا

اگر بناست آن محبوب آسمانی را فقط چشمان پاک ببینند پس آلودگان سر بر شانه ی که  بگذارند ?

ای خدای جمیل

تشنگان دیدار خودت به جرعه ای از جمال مهدی مهمان کن

ای خدا

به دست حجت خاتم گره از کار فرو بسته ی عالم بگشا

ای خدای مهدی (عج)

در جهان کیست که ریزه خوا ر سفره امام نیست , چشمی عنایت کن که ولی نعمت خو د را باز شناسیم

برای دل سپردن , از آن محبوب پنهانی ومعشوق آسمانی شایسته تر کیست ?

دلهای سر گشته را به ظهورش پیوند بزن               آمین

 

 

 

|+| نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387  |
 

چلچراغ حسینی   ((  چهل حدیث از امام حسین (ع)  ))

*هیچ کس روز قیامت در امان نیست مگر اینکه در دنیا خداترس باشد   بحار الانوار ج44

*بخیل کسی است که در سلام کردن بخل ورزد  بحارالانوار ج78

*همنشینی با بد کاران انسان را در معرض شک قرار میدهد  بحارالانوار ج78 

*در فضایل اخلاقی پیشی گیرید ودر استفاده از فرصت های نیک بشتابید  بحارالانوار ج78

*سلام کردن هفتاد حسنه دارد شصت نه تا از آن سلام کننده ویکی از آن جواب دهنده   بحارالانوار ج78

 *غیبت را ترک کن که خورش سگان جهنم است   بحارالانوار ج78

*هر گاه میان دو نفر نزاعی واقع شود ویکی از آن دو رضایت دیگری را جوید به بهشت پیشی گرفته است   محجه ا لبیضا ج4

*چیزی که از ارزشتان بکاهد برزبان جاری نکنید    جلاء العیون ج2

*خشنودی دربرا بر ناملایمات بالاترین درجات پرهیز کاران است   بحارالانوارج82

*انسان بزرگوار هنگامی که سخن گوید سزاوار است که آن را باعمل خویش تصد یق نماید مستدرک الوسائل ج7                              

*نزدیک ترین شما به خدا خوش اخلاق ترین شماست   بحارالانوار ج78

*مردم بنده دنیا هستند ودین لقلقه زبان آنها ست مادام که معیشتهایشان افزایش یابد پیرامون آنند پس زمانی که به بلا آزموده شوند دینداران اندکند   بحارالانوار ج44

*شتاب کردن کم خردی است  بحارالانوار ج78

*مبضوض ترین مردم نزد خداوند عزوجل کسی است که خود را پیرو امامی بداند وبه کردار او پایبند نباشد  بحارالانوار ج1 

*عقل جز با پیروی از حق به کمال نمی رسد  بحارالانوار ج78

*کسی که اندوه دل مومنی را بر طرف سازد خدا اندوه ومشکلات دنیا وآخرتش را بر طرف خواهد ساخت   بحارالانوار ج78

*همانا شیعیان ما کسانی هستند که قلبشان از هر گونه آلودگی ونا پاکی و خیانت پاک باشد  بحارالانوار ج68

*در  راهی که تورا به حق می رساند در برابر سختی ها وناملایمات صبر کن ودر برابر آ نچه که دوست داری وتو را به هوا پرستی  می کشاند شکیبایی پیشه کن  نزهه الناقر ص 85

*بر حوض کوثر وارد نمی شود کسی که عذرخواهی دیگران را نپذ یرد چه شخص عذر خواه بر حق باشد یا باطل  احقاق العقل ج 11

*همانا با گذشت ترین مردم کسی است که با داشتن قدرت وتوانایی عفو کند   اعیان ا لشیعه ج1

*قناعت عامل آسایش تن آدمی است   بحارالانوار ج78                                                                                                                                   *موفق ترین انسان ها در روابط خویشاوندی کسی است که با آنان که از او بریده اند ارتباط برقرار سازد   اعیان ا لشیعه ج1

*کسی خدا را آنگونه که سزاوار است پرستش کند خداوند متعال بیشتر از آنچه که آرزو ونیاز دارد به او خواهد داد   تفسیر امام حسن عسگری ع)

*از انجام دادن کاری که تورا نا گزیر به عذر خواهی کند دوری کن زیرا مومن نه کار زشتی مرتکب می شود ونه عذر خواهی میکند تحفه العقول

*کسی که لباس انگشت نما بپوشد در روز قیامت خدا از او رو بر می گرداند    نحج العیاه ج6

*پنج نعمت در هر کس باشد از زندگی فراوان بهرمند می شود وآن عقل وادب ودین وحیاء واخلاق خوش است حیات الامام حسین (ع)ج1

*دوست تو کسی است که تورا از کارهای ناپسند باز داردودشمن تو آنست که تورا به کارهای ناشایست تشویق کند   نزهه الناقر

*ادب آنست که وقتی از منزل خود بیرون رفتی هر کس را مشاهده کردی اوراازخود بهتر بدانی دیوان امام حسین (ع)

*هر کسی برای جلب رضایت خداوند تلاش نماید در حالی که مردم از او برنجند خداوند او را حمایت خواهد کرد وهر کس برای جلب رضایت مردم به گونه ای بکوشد که به غضب الهی بینجامد خدا او را به مردم واگذار می کند  اختصاص شیخ مفید

*برای مومن سزاوار نیست که نافرمانی خدا را بنگردواز آن بیزاری نجوید  امالی شیخ طوسی ج1

*عاجز ترین مردم کسی است که از دعا کردن ناتوان باشد  امالی شیخ مفید

*ثروت ودارایی تو اگر برای تو نباشد تو برای آن خواهی بود هیچ از آن نگه ندار وبر آن تکیه مکن که برتو باقی نمی ماند تو آن رابخور واز آن بهره بردار پیش از آنکه تو را بخورد وبهره آن شوی   بحارالانوار ج75

*کسی که در مشکلات سر گردان شده نداند چه باید بکند وراه چاره ای ندارد کلید حل مشکلات او نرمی ومهربانی ومدارا کردن با مردم است  اعلام الدین

*سپاس تو در نعمت های گذشته نعمت های آینده را به همراه دارد   نزهه الناقروتنبیه الخاطر

*هر کس چیزی را از راه نافرمانی خدا بدست آوردزودتر از آنچه که امید دارد نابود خواهد شد واز آنچه که می ترسد زودتر دامن گیر او خواهد شد   تحف العقول  

*از هواهای نفسانی بپرهیزید که حاصل ان گمراهی وسر انجام آن آتش جهنم است     احقاق الحق ج11

*کسی که پس از شهادت من مرا زیارت کند من نیز روز قیامت اورا ملاقات می کنم اگر در جایی نباشد جز در آتش به دیدن او رفته واو را از آتش نجات می دهم   فرهنگ سخنان امام حسین (ع)

*خطاب به فرزندش امام سجاد فرمودند :فرزندم مبادا بر کسی که جز خدای عزوجل در برابر تو یاوری ندارد ستم کنی   تحف العقول

*هرکس دوست دارد مرگش به تاخیر افتد وروزیش زیاد شود پس باید صله رحم کند    کتاب پرتویی از کلام امام حسین (ع)

*برای مهدی (عج )غیبتی است که گروه هایی درآن مرتد شوند وگروه هایی دیگر در دین ثابت میمانند ودوستداران میباشند کسی که در غیبت مهدی (عج) بر اذیت وتکذیب صبر کند به منزله کسی است که با شمشیر در پیشگاه رسول خدا جهاد کرده  کتاب پرتویی از کلام امام حسین (ع)

|+| نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387  |
 

دیدار با زینب

خواهرم   :

بگذار اول گریه هایم را بکنم , غریبانه در کنار تو غریب ضجه بزنم .نگو سلامت کو بگذار زار بزنم , بگذار گریه کنم , هوار بکشم این زخم زخم کهنه است این بغض , بغض چند ساله است این زخم اگر در کنار تو سر باز نکند این بعض اگر با تو به گریه ننشیند , چس کی وکجا بروز کند ?

نگو چرا رعایت ادب نکردی نگو چرا بی اذن دخول وارد شدی .

نگو چرا دیوانه وار وسراسیمه دویدی  سر بر ستون ضریح نهادی وزار زدی . چه می کردم ?  صاف ومودب می ایستادم ومی گفتم : السلام علیک یا بنت فاطمه الزهرا .....

می شد چنین کرد ?  این شاید برای کسی که به تو تنها به عنوان یک اسوه انقلابی مقاوم فکر می کند مقدور باشد .اما برای کسی که زخم هجران سالیان سخت را بر جگر دارد , برای کسی که بغض نهفته امتی گلویش  را می فشرد , برای کسی که هر چه زخم به یاد تو خورده است برای کسی که هر چه برادر به یادواره ی تو فدا کرده است , برای کسی که هر چه استقامت به پیروی از تو کرده است بای کسی که در هجران تو خون گریسته است , در کنار تو آرام وقرار مقدور است ?

پس حق دارم گریه کنم وتازه اگر هیچ کدام از اینها نبود باز دیدار تو آرام وقرار از دل می ربود پس بگذار گریه کنم , آنچه بر شما در کربلا گذشت ودر شام جراحتی است هنوز بر جگر های شیعیان ما واین زخم جاودان , زخم جاودان تا خداست .

از صاحبمان و ولّی امرمان وامید زیستنمان وبهانه ماندنمان پرسیدند :

این گریه های مدا , این ناله های هر گاه واین ضجه های بی گاه از چه روست , مصیبت حسین با تو چنین کرده است?

فرمود گریه آلود : که اگر با حسین هم بگویم خون خواهد گریست .

پرسیدند : دست های بریده عباس با تو چنین کرده است?

فرمود ناله کنان : که اگر با عمویم عباس هم بگویم دست های بریده بر سر خواهد کوفت .

پرسیدند : غل وزنجیرهای سخت بر پوست وگوشت واستخوان سجاد فغان تو را بر آورده است?

فرمود ضجه کنان : که سجاد نیز عمری بر این مصیبت گریسته است.

پرسیدند : پس این چه اندوه جانسوزی است که اسمان وزمین را در هم پیچیده است ?

مگر نه همه در طول تاریخ برای عاشورا گریسته اند ? این چه مصیبتی است که کربلائیان را به گریه وا داشته است ? آهی کشید آقایمان وسیدمان که کوه ها را لرزاند وجگر سخت ترین صخره ها را سوزاند وفرمو : عمه ام زینب ....مصیبت زینب , اسارت زینب .....

سلام بر تو سلام بر زنی که دشمن خون سرش را بر ستون های کجاوه دید ولی تضرعش را ندید.

کردار عاشورای تو برای همیشه انگشت تحیر تاریخ را بر دهان چفت کرده است . همراهیت با برادر , بر زمین چکیدنت با قطره قطره خون هر شهید , تحملت , استقامتت, سکوتت ,فریادت , خلوصت , عشقت , معرفتت , توحیدت , ارادتت ,ادبت , بصیرتت , یقینت , صبرت ,شکرت, خشوعت , تهذیبت  , رضایتت , حیاتت ,صدقت , تواضعت , امیدت , فتوتت , زهدت ,توکلت , تسلیمت ,صفایت سرورت , تفکرت ....همه وهمه شگفتی تاریخ را بر انگیخته است
|+| نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387  |
 

بی یاس , بی عباس

آن مشت آب اگر به لب می رسید  , تاریخ چه می کرد

                                                              بی عشق?

آن دست های بریده اگر نبود , تاریخ چه می کرد

                                                  بی تکیه گاه ?

باغ تاریخ چه می شد

                                                  بی یاس ?

شب تاریخ چه می شد

                                           بی عباس  ?

 

|+| نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387  |
 

خون خدا

در ختان را دوست دارم که به احترام تو قیام کرده اند وآب که مهر مادر توست خون تو شرف را سرخگون کرده است وشفق اینه دار نجابتت وفلق محرابی که تو در آن نماز صبح شهادت گزاردهای در فکر آن گودالم که خون تو را مکیده است هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم در حضیض هم می توان عزیز بود از گودال بپرس شمشیری که به گلوی توآمد هر چیز وهمه چیز را در کائنات به دو پاره کرد هر چه در سوی تو حسینی شد ودیگر سو یزیدی ,اینک ماییم وسنگ ها ماییم وآب ها , در ختان وکوه ها وجویباران وبیشه زارها که برخی یزیدی اند وگرنه حسینی اند خونی که از گلوی تو تراوید همه چیز وهر چیز را در کائنات به دو پاره کرد .در رنگ اینک هر چیز یا سرخ است یا حسینی نیست .

اه ای مرگ تو معیار

مرگت چنان زندگی را به سخره گرفت وآن را بی قدر کرد که مردی چنان غبطه ی بزرگ زندگانی شد

خونت ......

یا خونبهایت , حقیقت در یک طراز ایستاد وعزمت ضامن دوام جهان شد که جهان با دروغ می چاشد وخون تو امضای راستی است تو را باید در راستی دید ,

در گیاه هنگامی که می روید , در آب وقتی که می نو شاند , در سنگ چون ایستادگی است  , در شمشیر آن زمان که می شکافد ودر شیر که می خروشد در شفق که گلگون است 

در فلق که خنده ی خون است در خواستن وبرخواستن  تو را باید در شقایق دید در گل بویید تو را باید از خورشید خواست , در سحر جست از شب شکو فاند  , تو را باید تنها در خدا دید 

هر کس , هر گاه دست خویش از گریبات حقیقت بیرون آورد خون تو از سر انگشتانش تروا است

ابدیت آینه ای است پیش روی قامت تو در عزم  آفتاب لایق نیست وگر نه می گفتم جرقه ی نگاه توست تو تنها تر از شجاعت در گوشه ی روشن وجدان تاریخ ایستاده ای به پاسداری از حقیقت وصداقت

 شیرین ترین لبخند برلبان اراده یتوست چنان تناوری وبلند که به هنگام تماشا کلاه از سر کودک عقل می افتد برتالابی از خون خویش در گذر تاریخ ایستاده ای و با جامی از فرهنگ بشریت رهگذار را می آشامانی  هر کس را که تشنه شهادت است  نام تو خواب را بر هم می زند آب را طوفان می کند خرد در مصاف تو جنون است  مرگ درنجه ی تو زبون تر از مگسی است که کودکان به شیطنت در مشت می گیرند

ویزید بهانه ای , دستمال کثیفی که خلط ستم در آن تف کردند ودر زباله ی تاریخ افکندند

یزید ,کلمه نبود , دروغ بود , زالویی درشت که هوا را می مکید , مخنّثی که تهمت مردی بود

بوزینه ایست با گناه درشت : سرقت نام انسان   

سلام برتو که مظلوم ترینی , نه از ۀن جهت مه عطشانت شهید کردند

بل از این رو که دشمنت این است

 مرگ سرخت نه تنها نام یزید را شکست وکلمه ی ستم را بی سیرت کرد که فوج کلام رانیز در هم می شکند هیچ کلم بشری نیست که در مصاف تو نشکند

 یا ذبیح الله .......

تو اسماعیل گزیده ی خدایی ورویای به حقیقت پیوسته ی ابراهیم

کربلا میقات توست , محرم میعاد عشق  وتو نخستین کس که ایام حج را به چهل روز کشاندی

 کربلای تورا مصاف نیست ع منظومه ی بزرگ هستی است

طواف است

پایان سخن پایان من است 

 تو انتها نداری ........

علی موسوی گرمارودی

|+| نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387  |
 
 
بالا